|
لطف کنید پیش شرط نگذارید که بعد هم دبه کنید!
|
اظهارات اخیر یکی از فتنه گران مرتبط با محافل بیگانه، اگرچه با بی اعتنایی محافل اصولگرا مواجه شد اما اسباب خشم و طعنه محافل ضدانقلاب را فراهم آورد.
=
=
جبهه اصولگرا که خاتمی را یکی از متهمان سرمایه باخته فتنه و آشوب سال گذشته و مستحق مجازات می دانند، وقعی به این شگرد فرار به جلو ننهادند اما محافل و رسانه های ضدانقلاب که تاریخ مصرف وی را تمام شده می دانند نسبت به این اظهارات واکنش های جالبی را در سایت هایی چون بالاترین، خودنویس، فیس بوک و... نشان دادند.
سایت خودنویس در نوشته ای نیمه طنز- نیمه جدی نوشت: یارب این نوگل خندان که سپردی به منش، سه تا شرط گذاشته تا در انتخابات بعدی شرکت کند اما نگفته که خب حالا اگر این شروط برآورده نشد اصلاح طلبان مثلا از چه لاک غلط گیری استفاده می کنند؟ گیرم که جمهوری اسلامی گفت اصلاح طلبان سی تا شرط دیگر هم بگذارند همه را ما برآورده می کنیم، فقط جان مادرشان حتما در انتخابات شرکت کنند (البته اگر جمهوری اسلامی هیچ شرطی هم نگذارد این اصلاح طلب ها حتما شرکت می کنند ولی حالا!). گیرم که ما هم رفتیم و شرکت کردیم. خب آن وقت چی کار می کنین؟
نویسنده سپس چند فرض را مطرح کرده است: 1- تبریک میگی به نظام یا باز ما باید بریم تو خیابون و کتک بخوریم، تو هم یک کم گریه می کنی؟ یا از ناراحتی می روی ایتالیا با ... و مصاحبه؟ یا ما دوباره یه حرکت راه می اندازیم و شما تعارف می کنین که رهبر جنبش کیه و از ماه نهم میگین اصلا جنبش که رهبر نمی خواد؟! شما چیکار می کنین؟ اگر بلاگرها و روزنامه نگارها دستگیر نشوند و فرار کنند، شما یه عده تون می آیید خارج هر چی سایت و رسانه باشه می دهید دست اونها که بقیه زر نزنند و خفه بشوند؟ یا اصلا ول کن آقای خاتمی! ما خریم و نمی فهمیم 8 سال بدون شرط همه چی دستتون بود چطوری وسط گل قالی افتضاح بار آوردید که امروز شدید این؟! چه بسا ما اسکلیم و یادمون رفته که هنوز کار به شرط و شروط نکشیده بود که یه مجلس اصلاحات را نتوانستید بالا نگه دارید؟ یا اصلا چه کاریه، دوباره سه تا شرط می گذاری برای انتخابات بعدیش و میگی اگه اینا نشه ما شرکت نمی کنیم. آی دور هم می خندیم ها!
خودنویس لابلای این مطلب، خاتمی را به شکل دون کیشوت متحیر و هراسانی کشیده که نشسته بر مرکب چوبی و روروکی به سمت جنگ با کیهان هل داده می شود. این سایت ضدانقلابی همچنین در نوشته دیگری با سرزنش خاتمی نوشت: الان وقت بازار گرمی انتخابات نیست. یک کم دندان روی جگر بگذار، هر وقت زمانش رسید خبرت می کنیم تا اعلام موضع کنی. شما لطف کنید پیش شرط نگذارید که بعد هم دبه کنید.
کاربران سایت بالاترین هم که پس از هیجان کور سال گذشته، دوره ای از سرخوردگی و افسردگی را سپری می کنند زیر خبر اظهارات خاتمی کامنت های زیر را بر جای گذاشته اند، باید مواظب باشیم با سوار واگن ضدخاتمی شدن، توی تله جدیدی نیفتیم. خاتمی اصلا دیگه محلی از اعراب نداره، اما خدا را چه دیدی شاید معجزه ای شد و با کشتن خاتمی روحی در کالبد مرده جنبش سبز دمیده شد... اسم این آدم را باید به عنوان بزدل ترین و بی وجودترین سیاستمدار ! قرن در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرد... اون دو تای دیگه که نمی تونن از خونه شون خارج بشن، حالا این وسط این سومی به فکر شرکت در انتخابات بعدیه! جنبشه که ما داریم؟!...
بسم الله الرحمن الرحیم امام زمان عج: ولو ان اشیاعنا و فقهم الله علی اجتماع من القلوب فی الوفا بالعهد علیهم ،لما تاخر عنهم الیمن بلقائنا
اگر خداوند به شیعیان (و پیروان) ما توفیق همدلی در وفای به عهد میداد، مبارکی دیدار ما برای ایشان به تأخیر نمیافتاد. الزام الناصب ،ج2،ص 467 * * * انقلاب اسلامی ایران که با رهبری الهی امام خمینی (ره) و با عبرت گرفتن از قیام سیدالشهداء بر طاغوت زمان چیره گشت ، همواره استمرار خود را وامدار نهضت امام حسین بن علی علیهما السلام و اقامه عزا و گریه بر کشته اشکها 1 بوده است و مهمترین مقاطع حساس خویش را نیز با تکیه بر همین قدرت معنوی با سربلندی پشت سرگذاشته است . با نگاهی راهبردی به نهضت اسلامی و جهانی امام خمینی (ره) که زمینه ظهور منجی بشریت و به ثمر نشستن آن مصادف با قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است 2 ، در می یابیم این شجره طیبه مراحل مختلفی را برای سر برافراشتن در جهان مادیگرای امروز و بر دست گرفتن تعالیم و شعائر اسلام ناب ، پیموده است . اگر چه در نگاه کلان، مراحل اصلی این شکوفائی منحصر در مراحل پنجگانه تبیین شده از سوی امام راحل (ره) است 3 اما مهمترین مقاطعی که در درون این ساختار و به سمت استحکام و تعالی آن به وقوع پیوسته عبارتند از : - رأی اکثریت مطلق مردم مومن ایران به نظام جمهوری اسلامی - حفظ استقلال جهت و مبنای نظام اسلامی با کنار گذاشتن نحله ها و جریانات فکری و سیاسی منحرف - پیروزی حماسی در دفاع غرور آفرین هشت سال جنگ تحمیلی - اثبات خدائی بودن نظام ولایت فقیه با عزل مدعی ناصالح رهبری - استقامت در برابر الگوهای لیبرالی در پیشرفتهای اقتصادی و علمی پس از جنگ (دوره سازندگی) - مقاومت در برابر نگرش سکولاریستی که به دنبال تضعیف جایگاه ولایت در ساختار حکومتی نظام اسلامی بود (دوره اصلاحات) - برداشتن بلندترین گام در راستای اجرای عدالت با انتخاب صالحترین رئیس جمهور جهان - و نهایتا این سیر که با مدیریت ولائی امام خامنه ای با سرعت و اقتدار قله های تعالی را در مینوردید در آخرین حماسه آفرینی جاودان خویش یوم الله 9 دی 1388 را خلق کرد . پیروزی مقتدرانه نظام اسلامی بر فتنه 88 نه تنها بعد از سقوط طاغوت و استقرار جمهوری اسلامی بزرگترین دستاورد اسلام ناب در عرصه حکومتداری بود، بلکه رفته رفته لایه های مختلف جامعه داخلی، منطقه ای و جهانی را با ساختار اجتماعی جدیدی روبرو ساخت . اگر تا کنون ولی فقیه در رأس هرم ، خواص و نخبگان در بدنه و در نقش واسط ، و عموم مردم تشکیل دهنده سطح زیرین ساختار نظام اسلامی بودند ، اما با فرارسیدن یوم الله 9 دی 1388 و فرونشستن غبار فتنه نقش واسطه گری خواص جامعه به دلایل مختلفی شدیدا تضعیف و در بسیاری موارد منتفی گردید و مردم با تدبیر ویژه رهبر معظم انقلاب و تحت تاثیر عواملی دیگر ، رابطه نوین و راهگشائی را با رأس هرم برقرار نمودند . اگرچه تشریح چگونگی شکل گیری این مدل نوین ، از حوزه تخصص این قلم خارج و محتاج تامل و تحقیق فراوان از سوی جامعه شناسان مومن و انقلابی ماست ، اما از آنجا که شاکله اصلی این ساختار جدید، برگرفته از عبرتهای عاشورا و از پربهاترین هدیه های خون خدا به شیعیان و منتظران منتقم آل الله است و تبیین علل و عوامل اصلی آن از یکسو ریشه در " نرفتن به راه کوفیان " دارد و از سوی دیگر نوید بخش ورود به مرحله حتمیات پیش از ظهور منجی بشریت است، لذا اجمالا به ریشه های این تجدید ساختار و لزوم بیدارباش نخبگان دینی – سیاسی ایران اسلامی و همچنین عوامل اصلی ایجاد آن اشاره میگردد . برای درک چگونگی وقوع این حادثه مبارک توجه به نکات معرفتی – راهبردی زیر ضروری و تبیین کننده بحث پیش رو خواهد بود . 1- در مدل قرآنی " امام – امت " برای جامعه اسلامی 4 ، امام جانشین خدا و صاحب اختیار امور مسلمین است 5 اما از این باب که رحمة للعالمین 6 و پدر معنوی امت 7 نیز میباشد ، همواره سعی میکند کاستیهای شخصی و اجتماعی پیروان خود را با تدبیر مرتفع نماید و اصولا " تبشیر" و تنذیر" که در سطح پائین تر " امر به معروف " و " نهی از منکر" ، و وظیفه اصلی و اوّلی امام است جز نگه داشتن امت در صراط مستقیم عبودیت و انجام تکلیف وساطت فیض الهی نیست . زیرا او خود عبد صالح و مخاطب حقیقی تعبّد 8 و مظهر تام و کامل اسماء حسنای الهیه است و با وجود ذی جود او بندگی دیگران ارزش و اثری ندارد مگر اینکه با تبعیت امت از او شخصیت ملکوتی و حقیقت وجودیه امام درقالب ساختار حکومت جهانی اسلام متجلی گردد و دیگران نیز به فیض قرب الهی نائل آیند . 2- بنابر تصریح قرآن کریم، امام با اینکه از نظر علم و توان مدیریتی و ولایت مطلقه یی که دارد نیازمند شراکت دیگران در امور اجتماعی و حکومتداری نیست اما مأمور به مشورت با نخبگان میباشد9 ؛چه اینکه این مهم نشانگر سعه وجودی امام امت و از نگاه جامعه شناختی تبیین کننده ساختار نظام حکومتی اسلام می باشد که خود وسیله اجرای عدالت برای نیل مردم به توحید فردی و جمعی ست . 3- "ولایت مطلقه فقیه" 10 همان ولایت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و امامت ولی فقیه عهده دار پاسداری از حریم اسلام ناب و نگه دارنده مسلمین در صراط مستقیم هدایت الهی بوده و ساختار حکومتی جمهوری اسلامی، تجلیگاه امامت الهی ولی فقیه است. لذا اگر نخبگان جامعه اسلامی همچون " سلمان " و " ابوذر" و " مقداد" و " مالک " و"عمّار" حقیقتا "آمران به معروف" و " ناهیان از منکر" باشند و در جایگاه خدای خواسته " مشاوران ولی " 11 حضور یابند، شخصیت ملکوتی او که واسطه فیض حق و امام زمان با مسلمین است، متجلی گشته و نظام اسلامی به سرعت در جایگاه رفیع خویش مستقر و امکانِ عینیِ بیعت با ولی مطلق حق حضرت امام مهدی علیه السلام از سوی ولی فقیه فراهم میگردد . 4- از نگاه راهبردی- جامعه شناختی ، از یکسو بزرگترین مشکل اجتماع مسلمین در هنگامه قیام حسینی و علی الخصوص منتظران حکومت امام حسین علیه السلام و مدعیان دروغین یاوری او در کوفه ، ارتباط کلیشه ای و خشک و ریاکارنه ی امت اسلامی با امام از طریق خواص بود و از سوی دیگر معاویه که عملا عهده دار ترویج تفکرات یهودی و مسیحی در نظام حکومتی اسلام است 12 با نفوذ همه جانبه در فکر و قلب و زندگی خواص جامعه مسلمین، هریک را به نحوی ، تطمیع ، تهدید و منحرف ساخته است و مردم گرفتار دنیا و غافل از خیانت خواص ، گفته ها و افکار و اعمال آنها را منطبق بر اراده ولی الله قلمداد نموده و کورکورانه در پی خواص و نخبگانی به راه افتاده اند که به دور از بصیرت و ولایتمداری ، سخت به مال حرام گرفتار و از حق رویگردان شده اند . 5- جامعه شیعی ایران که همواره مهمل پاسداشت رشادتهای سیدالشهداء و یاوران باوفای او بوده است ، در مقاطع مختلف زمانی خصوصا پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با عبرت گرفتن از عاشورای حسینی ، حماسه های ماندگاری آفرید . اما با توجه به تهاجم فرهنگی و نرم دشمنان اسلام و انقلاب و عدم بصیرت برخی از نخبگان جامعه و همچنین فراز و نشیبهای متعدد انقلاب اسلامی ، در برخی مواقع مردم بطور دقیق و شفاف به خواست و اراده رهبر خویش پی نبردند و این نه از کوتاهی آنها یا رویگردانی از ولی فقیه بلکه از آدرس دهی غلط نخبگان غفلت زده و بعضا فریب خورده بود که برای حفظ منرلت اجتماعی خویش ، آرای امام امت را تفسیر به رای نموده و به گونه یی تبیین و تبلیغ مینمودند که نه تنها دربردارنده خواست و نظر ولی فقیه نبوده است ، بلکه به تضعیف جایگاه الهی او منجر و جامعه را دچار سردرگمی و انحرافات مختلف نمود . که از جمله این مواقع : رأی به بنی صدر عدم حساسیت لازم و به موقع نسبت به نوشانیدن جام زهر از سوی منافقان به حضرت روح الله سلام الله علیه تجمل زدگی و مصرف گرائی در دوره سازندگی رأی به جریان فریبکار و سکولار اصلاحات خصوصا در خرداد 80 و برخی موارد کم اهمیت تر از جمله مصادیق اعتماد بیش از اندازه ملت به نخبگان و خواص بی بصیرت و غیر ولایتمداری بود که از اخلاص مردم مسلمان ایران اسلامی سوء استفاده کرده و در فرایندی مدیریت شده رفته رفته حاکمیت دوگانه را واقعیتی اجتناب ناپذیر ترسیم و پیگیری نمودند . البته این تمام ماجرا نبود؛ چه اینکه درچنین مقاطعی بیان هدایتگر رهبر معظم انقلاب اسلامی غبارها را فرونشانده و حق را بیان مینمود ولی پرواضح است علیرغم تلاشهای مکرر و روشنگرانه امام خامنه ای برای القای نظرات صریح خویش به بدنه جامعه و جلوگیری از منحرف سازی عوام توسط برخی از خواص مسئله دار ، اما باز هم عوامل مختلفی، مجال جولان این خواص بی بصیرت و تدارک جایگاهی نوین و مردم پسند را برایشان فراهم میآورد که اهم آنها عبارتند از الف/ عدم جریان شفاف اخبار و اطلاعات سیاسی- اجتماعی برای عموم مردم ب/ سوء استفاده برخی نخبگان و خواص از موقعیتهای ممتاز اجتماعی خصوصا در پس شعارهای دینی و انقلابی ج/ روابط یکسویه مردم و نخبگان و عدم وجود رابطه صمیمی و دائمی نخبگان با مردم اقصی نقاط کشور د/ آدرس دهی های غلط و مصادره به مطلوبهای فراوان از بیانات امام و رهبری از سوی بسیاری از خواص ه/ هزینه کردن از ولی فقیه و پنهان شدن در پس شعار ولایتمداری بدون عمل و عقیده 6- ساختار سیاسی – اجتماعی جمهوری اسلامی با روی کار آمدن دکتر احمدی نژاد که شیوه حکومتداری او از سوی رهبر معظم انقلاب صراحتا تایید و بلکه در اکثر موارد بنابر خواست ایشان و مطابق با اوامر ایشان عملیاتی میگردد13 ، به کلی دگرگون گشت و مدل جدیدی از شاکله سیاسی ِ اجتماع مسلیمن که دقیقا مطابق با الگوی معدود یاوران قیام حسینی در کربلای 61 قمری و همچنین منطبق بر پیش گوئیهای حضرات معصومین از جامعه منتظران حقیقی و یاوران گمنام اما توانای انقلاب جهانی امام مهدی علیه السلام است بر جامعه ی داخلی و منطقه ای و حتی جهانی عرضه گشت . گوئی در امدادی غیبی مردم مومن و حاضر در صحنه ایران اسلامی این بار صدای لبیک خویش را نه از طریق خواص ، بلکه مستقیما به گوش رهبر خویش رساندند و با حضور پر شور خود در عرصه های مختلف اجتماعی و خصوصا حضور 85 درصدی در انتخابات 88 و پس از آن حضور هوشمندانه و فداکارنه در فرونشاندن آتش فتنه 88 در ضمن نفی و طرد خواص بی بصیرت ، کسانی را به عنوان رهبران فکری اجتماع بر تافتند که مستقیما و صراحتا مورد تایید رهبری بوده و التزام عملی خویش را خصوصا در فتنه 88 نسبت به ولایت مطلقه فقیه به اثبات رساندند و این آغازی بود بر ظهور نسل نویی از خواص بصیر اما بی ادعا که همچون " مومن آل فرعون" 14 واسطه های بی نام نشان امام و امت گردیدند و همگان را به خواست و اراده واقعی رهبر معظم انقلاب رهنمون گشتند . لازم به یادآوری است : سفرهای استانی دولتهای نهم و دهم ساده زیستی دولتمدران و ارتباط بی تکلف با عموم مردم شکست حلقه مدیریتی خانوادگی - حزبی و ورود نیروهای مومن و جوان به مناصب مختلف حکومتی رویش برخی چهره های جوان اما مومن و روشن بین که عموما با استفاده از رسانه های نوین به تبیین و ترویج ولایتمداری اهتمام ورزیدند در کنار ظهور رسانه های غیر حزبی و ولایت محور افشای مفاسد اقتصادی، اخلاقی و فکری برخی سابقین و ریزش بسیاری از خواص مدعی و حجم بالای روشنگریهای رهبر معظم انقلاب اسلامی خصوصا در دیدارهای مکرر و مستمر با جوانان از جمله مهمترین عوامل ایجاد این رابطه نوین امت با امام است . 7- بعد از محرم سالهای 1342 و 1357 ، محرم الحرام 1388 و قیام خودجوش 9 دی 88 مهمترین برگ زرین تاریخ مردم مومن ایران اسلامی است که حجاب غفلت و خمودگی و مسامحه را کنار زده و فریب افراد و رسانه های منافق و غیر معتقد به ولایت فقیه را نخورد و نه تنها ساختارهای اجتماعی مرسوم و رایج را که الزاما خواص و نخبگان واسطه امام و امت هستند را به چالش کشید ، بلکه در گامی بلند و استوار آمادگی برای لبیک نهائی به منجی عالم بشریت حضرت امام مهدی را به اثبات رساند و عملا ساختاراجتماعی نوینی را بر جهانیان عرضه نمود که عوام نه تنها به روزمره خویش گرفتار نگشته اند ، بلکه خواص و نخبگان نیز تنها راه درک خواست واقعی امام امت نیستند و پاکباختگان اندیشمند و مومن اما بی نام نشانی نیز هستند که در عین سادگی و گمنامی نقش خواص را بر عهده گرفته و شاکله زیبای جامعه منتظر را ترسیم مینمایند و این بزرگترین عبرتی بود که از قیام سیدالشهداء و بی وفایی اهل کوفه حاصل گشته و به میدان عمل کشیده شد. این حرکت عظیم که ختم غائله فتنه 88 و در هم شکن نقشه های شوم استکبار و ایادی منافق و خود فروخته اش بود یکبار دیگر به وضوح عظم راسخ ایرانیان را برای فتح قله های پیشرفت با افق جهانی ، نمایان ساخت و از این پس عقبگردهای ذلیلانه استکبار جهانی در حوزه های مختلف علی الخصوص در زمینه انرژی هسته ای، سرعت و شدت بیشتری پیدا کرد و وفاداری و ولایتمداری مردم مومن ایران اسلامی باز هم در جامعه جهانی شهره گردید. 8- بنابر روایات علائم الظهور جوامع بزرگ و کوچکی در آستانه ظهور شکل میگیرند که امام و ماموم در کنار هم و غیر قابل تشخیص از یکدیگرند؛ جمعیتهائی که دلهایشان متحد و هدفشان جز جلب رضایت ولی خدا نیست؛ عموما جوان و با نشاط و از جان و مال گذشته اند و علیرغم اینکه بسیاری از رهبران فکری و داعیه داران هدایتگری و خردمندی در بین آنها بر طبل محافظه کاری و مصلحت اندیشی های کورکورانه می نوازند، اینان با ایمان راسخ و توکل بر خدای توانا، قلوبشان را تسلیم اوامر الهی پرچمداران بزرگ قیام امام عصر روحی فداه می نمایند؛ این عوام مشهور و خواص گمنام ، جملگی از یاوارن سید خراسانی، هواداران شعیب بن صالح و یاران سید یمانی بوده و در همین ساختار نوظهور سازماندهی میگردند و منتظر ظهور قریب الوقوع منجی عالم بشریت و آخرین وصی رسول مکرم اسلام علیهم السلام هستند تا ندای هل من ناصر او را لبیک گویند

|
خاتمی با تنفس مصنوعی هم قادر به ادامه حیات سیاسی نیست |
||
نماینده مردم تهران در مجلس با بیان اینکه تاریخ در دل خود کم ندارد انسانهایی که در زمان حیات دچار مرگ سیاسی شده باشند، گفت: خاتمی با تنفس مصنوعی هم قابل بازگشت به حیات سیاسی نیست. علی اصغر زارعی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، با اشاره به تکاپوی خاتمی برای بازگشت به عرصه سیاسی کشور، اظهار داشت: همانطور که انسانها دچار مرگ جسمی میشود، میتوانند قبل از مرگ جسمی، دچار مرگ سیاسی شوند. وی با بیان اینکه تاریخ در دل خود کم ندارد انسانهای که در دوران زنده بودنشان، دچار مرگ سیاسی شدهباشند، به فتنه سال 88 اشاره کرده و گفت: برخی در این فتنه علیرغم اینکه هنوز نمردهاند اما دچار مرگ سیاسی شدهاند؛ شاید بتوان با افزایش امکانات پزشکی و علمی مرگ برخی از افراد را به تاخیر انداخت اما این امید در مورد فتنهگران 88 وجود ندارد. عضو هیئت رئیسه فراکسیون اصولگرایان، خاتمی را از جمله مردگان سیاسی دانست که با هیچتنفس مصنوعی قادر به ادامه حیات سیاسی نیست و توضیح داد: خاتمی در دروان ریاست جمهوریاش عنصر و عاملی شد که مطالبات مردم را به محملی برای دشمنان انقلاب جهت مقابله با اسلام و انقلاب تبدیل کرد. وی خاطر نشان کرد: سهم خاتمی در فتنه 88 نه تنها کم نیست، بلکه بیش از دیگران است.
فرانسیس فوکویاما (متولد در شیکاگو) فیلسوف پرآوازة آمریکایی و استاد در رشتة اقتصاد سیاسی بینالملل است که هماکنون در دانشگاه جان هاپکینز واشنگتن به تدریس اشتغال دارد. وی همچنین دارای سابقة کار در ادارة امنیت امریکا و نیز تحلیلگر نظامی در شرکت «رند» از شرکتهای وابسته به پنتاگون می باشد.وی پس از نگارش مقاله پایان تاریخ و واپسین انسان (The End o History and the last man) در ۱۳۶۸/۱۹۸۹ که در ۱۳۷۰/۱۹۹۱ با تفصیل بیشتر و به همین نام، به صورت کتاب در آمد، به شهرت جهانی رسید. در این دو نوشته، فوکویاما به دفاع تاریخی از ارزشهای سیاسی غربی برخاست و استدلال کرد که رویدادهای اواخر قرن بیستم نشان می دهد که اجماعی جهانی به نفع دموکراسی لیبرال به وجود آمده است. این اجماع، مساوی است با پایان تاریخ به معنای این که در شکل گرفتن اصول و نهادهای بنیادی دموکراسی، پیشرفت بیشتری به وجود نخواهد آمد. البته، باز هم رویدادهایی خواهد بود، ولی تاریخ، به معنای داستان جهانی رشد و شکوفایی آدمی، خاتمه یافته است. نظریه های فوکویاما درباره پایان تاریخ و نیز نظریه های جنگ تمدن ها و نظریه جنگ مذاهب از هانتینگتون از پایه های فکری تحولات بین المللی در چند سال گذشته بوده است و اتفاقاتی که در سال های گذشته پیش آمده و شکست نماینده فکری غرب (آمریکا) و شکست اسرائیل و پیروزی های چشمگیر کشورها و گروه های اسلامی شیعی نظریه های این متفکر غربی را زیر سوال برده است. فوکویاما نظریه های معروف و نیز اعترافات معروفی دارد که در سال های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است که شما در این جا بخشی از اعترافات او را از گفته ها و نوشته هایش میخوانید. اگر آمریکا بخواهد به ایران حمله کند ! فوکویاما میگوید: دولت آمریکا در حمله نظامی به ایران، منزویتر از زمانی خواهد شد که قصد داشت به عراق حمله کند و اسرائیل تنها کشوری خواهد بود که به یقین با آمریکا در این تصمیم متحد خواهد شد. هزینه نظامی آمریکا در حال حاضر برابر است با هزینه نظامی کل جهان، در نتیجه این سوال وجود دارد که چرا چنین قدرتی نتوانسته بعد از چهار سال و هزینه کردن حدود پانصد میلیارد دلار و کشته شدن شمار زیادی از نیروهای نظامی خود، صلح را به کشوری کوچک مانند عراق بازگرداند و حتی آن را کمی به سوی دموکراسی پیش ببرد؟ برخلاف القاعده، ایران نه یک شبکه بلکه یک کشور است که (برخلاف عراق) تاریخی کهن و معتبر دارد و به خاطر افزایش قیمت نفت مملو از امکانات گوناگون است؛ حکومت اسلامی حاکم بر این کشور – به ویژه پس از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد – خط مشی تهاجمی در پیش گرفته است در واقع آمریکا در وضعیتی نیست که به کشوری دیگر حملة نظامی و آن را اشغال کند، به خصوص کشوری که سه برابر عراق مساحت دارد. چنین حملهای باید از طریق هوا صورت بگیرد که به تغییر حکومت و نهایتا متوقف کردن برنامه تسلیحات اتمی این کشور نخواهد انجامید. در همین حال، اطمینانی نیست که اطلاعات آمریکا در مورد تاسیسات هستهای ایران، بهتر از اطلاعات این کشور در زمان حمله به عراق باشد. حمله هوایی همچنین به احتمال زیاد باعث افزایش حمایت از حکومت ایران خواهد شد، نه سقوط آن و همچنین باعث تحریک حملات علیه اهداف آمریکایی و متحدانش در سراسر جهان خواهد شد. دولت آمریکا در حمله نظامی به ایران منزویتر از زمانی خواهد شد که قصد داشت به عراق حمله کند و اسرائیل تنها کشوری خواهد بود که به یقین با آمریکا در این تصمیم متحد خواهد شد. شیعه به روایت فوکویاما درسال ۱۹۸۶ یعنی دراوج پیروزیهای رزمندگان اسلام درجبهه مقاومت علیه استکبار جهانی ، فرانسیس فوکویاما درکنفرانسی در اورشلیم تحت عنوان بازشناسی هویت شیعه که توسط صهیونیستها برگزارشد، گفت:« شیعه پرنده ایست که افق پروازش خیلی بالاتراز تیرهای ماست.پرنده ای که دوبال دارد: یک بال سبزویک بال سرخ. بال سبز این پرنده همان مهدویت و عدالتخواهی اوست.چون شیعه در انتظار عدالت به سرمی برد،امیدوار است وانسان امیدوارهم شکست ناپذیر است. او همچنین گفت: نمیتوانید انسانی راتسخیر کنید که مدعی است کسی خواهد آمد که در اوج ظلم و جور، دنیا را پراز عدل و داد خواهد کرد. شیعه با این دو بال ، افق پروازش خیلی بالاست وتیرهای زهرآگین سیاسی، اقتصادی ،اجتماعی،فرهنگی ،اخلاقی و…به آن نمیرسد.از نظر فوکویاما شیعه بعد سوم هم دارد که بسیار مهم است:« این پرنده زرهی به نام ولایت پذیری برتن دارد.دربین کلیه مذاهب اسلامی، شیعه تنها مذهبی است که نگاهش به ولایت فقهی است.یعنی فقیه می تواند ولایت داشته باشد.این نگاه، برتر از نظریه نخبگان افلاطون است.» شاید این استدلال های قوی را از نظریه پردازان شیعه هم کم شنیده باشیم که فوکویاما به عنوان یکی از معماران نظریه های دنیای نو به زبان می آورد. جنگ عراق فوکویاما که از هواداران تحت فشار دادن و تغییر رژیم در عراق بود، از اولین کسانی بشمار می رود که در مورد این مساله دچار تردید شد و سرانجام با آن به مخالفت پرداخت. مجله «نیو ستیتزمن» در این مورد و در معرفی کتاب «پس از نومحافظه کاران» فوکویاما مینویسد: فوکویاما پیش و پس از ١١سپتامبر، خواستار فشار بر عراق بود ولی هر چه به حمله نهایی نزدیکتر شدیم، بیشتر در مورد موضع خود دچار تردید شد. این مجله می افزاید باید در نظر گرفت که نومحافظه کاران، تنها هواداران جنگ عراق نبودند، بلکه روشنفکرهای چپ امریکایی، بسیاری از دمکراتها و جمهوریخواهانی که جز نومحافظه کاران نبودند، طبل جنگ را بصدا در آوردند. پیروزی سریع آمریکاییها در پسگیری کویت، عملیات کوزوو و شکست دادن طالبان باعث شدند که نومحافظه کاران تغییر رژیم در عراق را نیز ساده بپندارند. فو کویاما می گوید در مورد مساله سلاحهای کشتار جمعی در عراق به شدت غلو شده بود. آمریکا در حمله به عراق، حتی به نظر هم پیمانانش اهمیت نداد و استثنا بودن خود را مطرح کرد. آخرین درس از اقدام نظامی علیه عراق این بوده که دولت کنونی آمریکا، در ادارة روز به روز سیاستهای خود در مورد عراق ناتوانی زیادی نشان داده است. یکی از این ناتوانیها، ضعف دولت بوش در دنبال کردن اهداف بلند پروازانهاش بوده است.در حالیکه آمریکا حدود سه سال پیش (ژوئن ۲۰۰۴) با موفقیت توانست اختیار حاکمیت عراق را به دست بگیرد و همچنین شش ماه بعد از آن انتخابات سراسری در این کشور برگزار شد، در آموزش ارتش عراق، انتصاب سفرا و از همه مهمتر در بازخواست مقاماتی که در عراق بد عمل کردهاند، شکست خورده است فوکویاما می گوید: پروژه چندانی برای باز سازی عراق وجود نداشت و حل مسایل پس از حمله بسیار ساده عنوان شده بود. چرا که رامسفلد وزیر دفاع امریکا، جنگی سریع با جنگ افزار سبک و متحرک، و با تعداد محدودی نظامی را طرح ریزی کرده بود. در پی اثبات کارایی چنین عملیاتی بود که باعث گرفتاری آمریکاییها شد. این جنگ باعث محدودیت عمل نیروهای آمریکایی در جاهای دیگر دنیا شده است و ناکامی در آن می تواند باعث چرخش سیاست خارجی آمریکا به سوی واقع گرایی وحتی منزوی شدن این کشور شود. به عبارت دیگر سناریوی پس از ویتنام دوباره تکرار می شود. فوکویاما امیدوار است چنین وضعی پیش نیاید چون قوی ترین و ثروتمندترین کشور دنیا می تواند نقش مهمی در جهان ایفا کند. پایان تاریخ او در سال ١۹۹۲ با نوشتن کتا ب پایان تاریخ و انسان آخر به شهرت جهانی رسید. فوکویاما در این کتاب که اند کی پس از فروپاشی شوروی نوشته شده، لیبرال دمکراسی را مقصد نهایی تمام جوامع دانسته است. در نظریه پایان تاریخ، فوکویاما معتقد است که همه مردم در پی دستاوردهای مدرن شدن از قبیل رفاه بیشتر و بهداشت بهتر و غیره هستند. آنها پس از بالا رفتن سطح زندگی، به تدریج خواستار مشارکت در سیاست شده و در دراز مدت جامعه به سوی لیبرال دمکراسی سوق داده خواهد شد فوکویاما شکست ایدئولوژی کمونیسم روسی را دلیلی بر پیروزی ارزشهای لیبرال دموکراسی غرب و به فرجام رسیدن منازعات ایدئولوژیکی تصور کرد.رؤیای خوش فوکویاما چندان نپایید و با تغییر و تحولات سیاسی، اقتصادی و نظامی پس از بیرنگ شدن حضور روسها و پایان یافتن به اصطلاح جنگ سرد، جهان وارد دوران تازهای گردید و غولهای دیگری وارد مناسبات بینالمللی شدند و خیلی زود دانسته آمد که سخن گفتن از نظام تک قطبی جهان، هذیانی بیش نیست و با شرایط تازه جهانی، نه تنها آمریکا قدرت اول پایان قرن نیست، بلکه با توجه به سه عامل ذیل: الف. قدرت گرفتن مجدد تمدن و حوزههای سیاسی، نظامی – و حتی اقتصادی – جهان اسلام و به تعبیر غربیها رشد حیرتانگیز «بنیادگرایی اسلامی»؛ ب. سربر آوردن قدرتهای تازهای به نام چین و هند از یک سو و ژاپن از سوی دیگر؛ ج. تشکیل اتحادیه اروپا منافع آمریکا به اندازه شرایط حاکم بر دنیای به اصطلاح دو قطبی هم تأمین نمیشود. فوکویاما به تازگی کتاب دیگری به نام پس از نومحافظه کاران منتشر کرده و موضوع اصلی آن را سیاست خارجی امریکا پس از ١١ سپتامبر دانسته است. او در کتاب ۲۰۰ صفحه ای خود، ریشه های تاریخی و تحول اندیشه نومحافظه کاران را بررسی می نماید و توضیح می دهد که چرا خود را دیگر یک نومحافظه کار نمیداند و چرا از نظریه های قبلی خود برگشته است. اگر نظریه فوکویاما با دیده دقت نگریسته شود می بینیم که او در واقع پایان تاریخ را گم کرده است، چون اگر بشریت بداند که جامعه آرمانی او آن چیزی است که الان وجود دارد، جا دارد به یک خودکشی دسته جمعی دست زند و نیز بعد از تحولات اخیر واضح شد که لیبرال دموکراسی غرب توان ترسیم آینده انسان ها را با نظریه های خود ندارد و ادعاهای سیاستمداران غربی برای آزادی و رفاه مردم جهان توهمی بیش نیست ، به قول دوست ارجمندی که مثال می زد و میگفت: چگونه است فرانسه که مهد آزادی و تمدن غربی است نتوانسته نیم متر پارچه را بر سر چند دختر محجبه تحمل کند. البته بد نیست بدانید نظریه پایان تاریخ فوکویاما نگاهی خوشبینانه و ساده لوحانه در برابر نظریه برخورد تمدن های هانتینگتون است که آینده دنیا را تاریک تصور میکند و جایی برای امید انسان ها هم نمیگذارد. گر چه فوکویاما سخن از جنگ نمیکند ولی نمیتوان برای رسیدن جهان به لیبرال دموکراسی از آن فرار کند؛ زیرا برای غلبه این شیوه و روش زیست بر جهان باید اندیشه و یا اندیشههای رقیب از سر راه کنار روند و یا کنار گذاشته شوند برای همین است که خیلی ها نظریه جنگ تمدن های هانتینگتون را پیش نیاز عملی شدن نظریه فوکویاما میدانند که بعد از جنگ تمدن ها و از بین رفتن فرهنگ های مختلف بخصوص فرهنگ اسلامی ، لیبرال دموکراسی بر جهان حاکم خواهد شد. فوکویاما و اخلاق در آمریکا فوکویاما از جمله کسانی است که به فروپاشی اخلاق در غرب اعتراف کرده و در مقاله با عنوان «اخلاق و فرهنگ در آمریکا» میگوید: ویلیام جی. بنت در سال ۱۹۹۴ کتابی را به عنوان نمایه شاخص های برجسته فرهنگی منتشر کرد و آمارهای مختلفی در باره گرایش های اجتماعی ارائه داد. بنت نشان داد که بین اواسط دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰، سلامت اجتماعی آمریکا به صورت هولناکی وخیم بوده است. در دهه ۱۹۹۰،از هر سه نوزاد آمریکایی یکی نامشروع متولد می شود. تقریبا یک سوم مردان آمریکایی آفریقایی تبار که بین ۲۰ تا ۲۹ ساله اند به نحوی گرفتار نظام عدالت جزایی می شوند و همچنین دانش آموزان آمریکایی شرکت کننده در المپیادهای جهانی در مقایسه با کشورهای صنعتی دیگر، نازلترین رتبه ها را اخذ می کنند. طبق استدلال بنت، هرچند آمریکاییان از لحاظ مادی ثروتمندتر از هر زمان دیگر هستند، در وضعیت وحشتناک فقر اخلاقی به سر می برند. از نگاه برخی آمریکاییان، آمریکا تنها کشوری نیست که مشمول این تحولات اجتماعی شده است; بلکه همه کشورهای صنعتی غیرسیاسی، شاهد اختلالات اجتماعی بسیار عظیمی در دهه ۱۹۹۰ بوده اند. من این پدیده را فروپاشی عمیق ارزش های اجتماعی غرب نامیده ام. اکنون کسانی چون فوکویاما، هانتینگتون، مک لوهان و… هستند که سرنوشت غرب و میلیاردها انسان را با تصورات خام خود در دنیای لیبرال دموکراسی غرب به حراج گذاشته اند و سعی دارند موعود عصر جدید باشند اما نتیجه این تفکرات و نظریه ها تا الان استثمار ملت ها و نابودی فرهنگ ها و اشغال کشورها و کشته شدن صدها هزار انسان بیگناه و… بوده است.
|
حمایت 15 میلیون دلاری از سران فتنه یکی از دلایل قطع رابطه با انگلیس است
|
نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس در گفتوگو با موج قانون خبر داد:
حمایت 15 میلیون دلاری از سران فتنه یکی از دلایل قطع رابطه با انگلیس است

نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، گفت: هزینه 15 میلیون دلاری بیبیسی فارسی در حمایت از سران فتنه یکی از دلایل قطع رابطه با انگلیس است.
حجتالاسلام حسین ابراهیمی در گفتوگو با خبرنگار موج قانون با بیان اینکه جنایات انگلیس به ترور اساتید هستهای و عزادان تاسوعای حسینی در چابهار محدود نمیشود، اظهار داشت: جنایات و خباثتهای انگلیس در طول تاریخ بیشمار است و به حوادث تروریستی اخیر محدود نمیشود.
وی با بیان اینکه انگلیس عامل تمام وقایع ضد ملت ایران در طول تاریخ است، عنوان کرد: انگلیس عامل اصلی تمام وقایع و فتنههایی است که در طول تاریخ ایران اتفاق افتاده است از جمله میتوان به حکومت رساندن رضاخان، ایجاد کودتای 28 مرداد و انتصاب محمدرضا و سرنگون کردن دولت مردمی مصدق اشاره کرد.
نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه فتنه88 یکی دیگر از جنایات انگلیس و سردمدارانش در مقابل ملت مسلمان ایران بود، گفت: سیمای بیبیسی فارسی با هزینه 15 میلیون دلار در فتنه 88 برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران از فتنهگران حمایت کرد.
وی در ادامه اضافه کرد: انگلیس برای حمایت از سران فتنه از هیچ گونه حمایتی خودداری نکرده است از جمله میتوان مصاحبه پیدرپی سران فتنه با سیمای بیبیسی فارسی و پناهندهشدن اپوزیسیونها به این کشور را برشمرد.
حجتالاسلام ابراهیمی با اشاره به تصویب طرح قطع رابطه با انگلیس در سوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، تصریح کرد: تصویب طرح قطع رابطه با انگلیس پاسخ نمایندگان مجلس به یادداشت توهینآمیز سفیر این کشور است او در داخل خاک کشورمان ایران را به نقض حقوق بشر متهم و در یادداشت خود ادعا کرد قدرت ایران با صدور قطعنامه مهار نخواهد شد و در این راستا در مدت زمانی کوتاه ترور اساتید هستهای ایران را برنامهریزی میکرد.
وی در پایان تأکید کرد: به تعبیر حضرت امام خمینی (ره) " آمریکا از شوروی بدتر، شوروی از آمریکا بدتر و انگلیس از هردوی اینها بدتر است"، در این راستا ملاحظات اقتصادی نمیتواند ادامه رابطه ایران با انگلیس را توجیه کند، البته ایران نیازی به رابطه اقتصادی با انگلیس ندارد چراکه انگلیس هیچوقت خیرخواه منافع اقتصادی و سیاسی ایران نبوده است.
|
نقش فائزه هاشمی در خلق حماسه 9دی
|
فائزه هاشمی رفسنجانی که از سوی منتقدانش متهم به نقش آفرینی موثر در فتنه سال گذشته است، شاید جنجالی ترین زن سال 1388 باشد. این را برخی ناظران سیاسی با استناد به حضور او در اکثر آشوب های سال گذشته بیان می کنند.
مهمترین و شاید عجیب ترین خودنمایی فائزه هاشمی در اغتشاشات سال 88، همراهی وی با آشوبگران در ظهر عاشورا -ششم دی- بود؛ همان آشوبی که منجر به هتک حرمت مقدسات و عزای حضرت اباعبدالله الحسین(ع) شد و سه روز بعد هم سراسر ایران اسلامی را به خروشی بی سابقه انداخت تا این جسارت را بشدت محکوم و برای هتاکان تقاضای اشد مجازات کنند.
امروز درست یک سال از خلق "حماسه 9 دی" می گذرد اما با وجود درخواست های مختلف، خانم هاشمی حتی برای دادن توضیح به دادگاه هم احضار نشده است تا صدای منتقدان هر روز بلند تر از دیروز شود.
در این باره، حجت الاسلام موسی غضنفرآبادی، قاضی سابق دادگستری و عضو کمیسیون حقوقی قضایی مجلس، در گفتوگو با شبکه ایران با تاکید بر اینکه نباید تفاوتی میان مجرمان قائل شد، تصریح می کند: با توجه به پرونده قطوری که از فائزه هاشمی دارد، دستگاه قضایی باید به آن رسیدگی کند.
غضنفرآبادی با اشاره به اینکه فرزندان آقای هاشمی رفسنجانی از موقعیت و جایگاه خانوادگیشان سوءاستفاده کردهاند، تاکید می کند: نقش فائزه هاشمی در جریان فتنه و به خصوص عاشورای 88 بر کسی پوشیده نیست.
وی در ادامه به اقدامات فائزه هاشمی رفسنجانی در تحریک مستقیم و غیر مستقیم آشوبگران اشاره و عنوان می کند: همه مواضع وی در راستای احیا و تقویت جریان فتنه بوده است.
این قاضی سابق دادگستری به گفتگوی فائزه هاشمی با رسانه های خارجی و اتهاماتی که هر روز علیه نظام مطرح می کند اشاره می کند و درباره حکم قضایی این رویه می گوید: مطرح کردن مطالبی خلاف واقع علیه نظام آن هم در گفتگو با رسانه های خارجی جرم محسوب شده و این موضوع نیز بر جرائم فائزه هاشمی افزوده است.
|
شهادت؛ سرنوشت 4 دیپلمات ایرانی گروگان گرفته شده در لبنان
|
4 شخصیت سیاسی لبنانی در گفتگوهایی جدید، مدعی هشده اند که هر 4گروگان ایرانی توسط فالانژیست های لبنان به شهادت رسیده اند.
متن این مصاحبه ها که توسط آقای حمیدداوودآبادی در اختیار فارس قرار داده شده به شرح زیر است:
*1- جونی عبدو: جنازهی یکی از گروگانها دست سوریه است
گفتوگوی ماهوارهای علی قصیر خبرنگار شبکهی تلویزیونی "پرس.تی.وی " ایران در لبنان و سیدرائد موسوی با "جونی عبدو " از مسئولین امنیتی نیروهای فالانژیست در زمان گروگانگیری:
جونی عبدو: بر اساس اطلاعاتی که من دارم؛ یعنی در اختیار داشتم، اتومبیل چهار دیپلمات ایرانی در پاسگاه برباره متوقف شده سپس به بخش امنیتی کمیته نظامی اطلاع داده مىشود و چهار ایرانی به همراه اتومبیلشان به شورای نظامی در کرنتینا فرستاده مىشوند و آنجا از اینها بازجویی مىشود و با تاسف باید بگویم که بر اساس اطلاعات دقیق من، چند افسر اطلاعاتی اسرائیلی از اسرائیل آمدند و از چهار دیپلمات ایرانی بازجویی کردند و اشتباهی که مرتکب شدند این بود که بازجویی از آنها با صورت باز انجام شد و متاسفانه به همین خاطر، بعد از بازجویی آنها را در همان محل کشتند.
بر اساس اطلاعات من، همچنین دستگاه امنیتی قوات لبنانی تلاش کرد تا جنازهی یکی از دیپلماتها را به همراه اتومبیلشان به طرابلس بفرستد. برای اینکه بگویند چهار دیپلمات ایرانی به پاسگاه برباره نرسیدهاند و عملیات کشتن آنها در طرابلس اتفاق افتاده است. دستگاه اطلاعاتی سوریه، اتومبیل دیپلماتها را در شهر طرابلس در شمال لبنان پیدا کرد ولی موضوع جسد یکی از دیپلماتها را که داخل آن بود اعلام نکرد.
سیدرائد موسوی: وقتی اسرائیلىها آمدند، دیپلماتها هنوز زنده بودند؟
جونی عبدو: بله.
علی قصیر: و اسرائیلىها از آنها بازجویی کردند؟
جونی عبدو: بله.
علی قصیر: اما اسرائیلىها طی این سالها گفتند که ما اصلا مطلع نشدیم که آنها را گرفتند و ما اصلا آنها را ندیدیم.
جونی عبدو: دروغ مىگویند.
سیدرائد موسوی: چرا اسرائیلىها آنها را با خودشان نبردند؟ چون آنها برای اسرائیل خیلی با ارزش بودند.
جونی عبدو: من از جانب خودم مطمئنم که آنها را نبردند. چون به شما گفتم که یکی از جسدها را با اتومبیل سفارت به طرابلس فرستادند و اگر مىخواستند آنها را ببرند، چرا باید سه تا را ببرند و یکی از آنها را بکشند؟ من نمىدانم.
علی قصیر: یعنی جسد نفر چهارم در طرابلس گم شده؟
جونی عبدو: بله.
علی قصیر: در زمانی که سوریهاىها در آنجا حضور داشتند؟
جونی عبدو: بله.
علی قصیر: پس سوریهاىها باید در این مورد اطلاعات داشته باشند؟
جونی عبدو: این اطلاعاتی که من به شما گفتم، به سوریهاىها منتقل شده است.
*2- رئیس فالانژیستها: گروگانها بین برباره و کرنتینا سر بهنیست شدهاند!
چندی پیش، "علی قصیر " خبرنگار شبکهی تلویزیونی "پرس.تی.وی " ایران و "سیدرائد موسوی " در لبنان با "کریم بقرادونی " رئیس سابق "حزب کتائب " (فالانژیستها) دیدار و گفتوگو داشتند.
کریم بقرادونی: من با کسی که اصلا حاضر نیست در این مورد صحبت بکند، ملاقات کردم. با اسعد شفتری. اصلا حاضر نیست صحبت کند. بهش گفتم:
- اسعد، اگر نمىخواهی حرف نزن، ولی به من بگو چه اتفاقی افتاد؟
همهی جزئیات را به من گفت. اسعد گفت:
- اصلا اینها دست ما نرسیدند. اگر رسیده بودند یا نمىخواستند که اسامىشان ثبت شود، حداقل به من مىگفتند که ما 5 ایرانی یا اجنبی را وارد زندان کردهایم. کسی در مورد اینها چیزی به من نگفت.
(فرماندهان فالانژیست ها: کریم بقرادونی - ایلی حبیقه - سمیر جعجع )
به نظر من، بعد از پاسگاه برباره و قبل از اینکه به شورای امنیتی در کرنتیتا برسند، یک اتفاقی افتاده است. ممکن است تلاش کردهاند که فرار بکنند یا ممکن است بهدلیلی قوات لبنانی مىخواستند از آنها انتقام بگیرند. چون بدون شک آنها در پاسگاه برباره بازداشت شدهاند و بدون شک از نظر من به شورای امنیت در کرنتینا نرسیدهاند.
سیدرائد موسوی: یعنی هر اتفاقی افتاده، بین برباره و کرنتینا بوده؟ یعنی اینها به حبیقه و اسعد شفتری تحویل نشدند؟
کریم بقرادونی: به نظر من این اتفاق افتاده است.
*3-اسعد شفتری: گروگانها در کرنتینا تیرباران شدند!
"اسعد شفتری " (معاون سابق کمیتهی امنیتی فالانژیستهای لبنان در زمان گروگانگیری) در دیداری که اخیرا با "سیدرائد موسوی " (فرزند دیپلمات ربوده شدهی ایرانی "سیدمحسن موسوی ") داشت، ادعاهای جدیدی پیرامون سرنوشت چهار گروگان ایرانی که 14 تیر 1361 در پست بازرسی "برباره " در شمال بیروت، توسط نیروهای فالانژیست (قوات اللبنانیه) ربوده شدند، مطرح کرد.
اسعد شفتری که پس از پایان جنگهای داخلی لبنان، از حزب مسیحی - مارونی قوات لبنانی کناره گرفت، این روزها برای توبه از جنایاتی که بهدستور رهبران فالانژ از جمله "سمیر جعجع "، "ایلی حبیقه " و "بشیر جمیل " مرتکب شده، در گوشهای خلوت به دعا و استغفار مشغول است!
سیدرائد موسوی به همراه "علی قصیر " خبرنگار لبنانی شبکهی تلویزیونی "پرس.تی.وی " ایران، در این دیدار - که بهصورت مخفی فیلمبرداری شده چون شفتری از عاقبت اظهارات خویش مىترسیده - موفق شده تا آخرین ادعاهای وی را ضبط کند.
اظهارات جدید اسعد شفتری:
اسعد شفتری: یک روز که من تعطیل بودم، یا مرخصی بودم یا عید یا یک همچین چیزی بود، از اتاق عملیات به من زنگ زدند و گفتند که از پاسگاه شمال (برباره) پیش "جونی عبدو " به ما گزارش دادند که چهار ایرانی را دستگیر کردهاند و آنها را به سازمان امنیت حزب فالانژ در "کرنتینا " فرستادهاند. موضوع برای من تمام شد؛ بر این اساس که چندان مهم نبود. بعد از ظهر یا شب - الان خوب یادم نیست - "بشیر جمیل " (رهبر فالانژیستهای لبنان) به من زنگ زد و گفت که چهار ایرانی را در شمال بیروت گرفتهاند و مىگویند که پیش شما در کرنتینا فرستادند. من به زندان کرنتینا زنگ زدم. جواب درست و حسابی به من ندادند. برو ببین در این دکان چه اتفاقی افتاده؟
علی قصیر: چرا به زندان گفت دکان؟
اسعد شفتری: همین جوری ... یعنی جای بىاهمیت.
من رفتم. وقتی رسیدم به زندان، دیدم که مسئول زندانهای حزب هم که مثل من تعطیل بود، چند لحظه قبل از من رسیده. معلوم بود که به او هم زنگ زدهاند و گفتند برو ببین در این دکان چه اتفاقی افتاده. او جلوی در ورودی منتظر من بود. وقتی من رسیدم، دیدم صورتش سفید شده و مىلرزد. به من گفت:
- بیا ... بیا ... برو داخل ...
وقتی رفتم داخل، دیدم او ویکی از بازجوها - که نمىتوانم اسمش را ذکر کنم - و مسئول نگهبانهای زندان، هر دو خیلی ترسیدهاند.
گفتم: "بگویید چی شده؟ "
گفتند: "مىخواهیم یک موضوع کثیفی را برایت بگوییم و ببینیم چه کار مىشود کرد؟ "
گفتند: "یک گروه گشتی از پیش "جونی عبدو " آمد و اینها را به ما تحویل داد. "
گفتم: "خب بعد چی شد؟ "
گفتند: "ما آنها را نشانده بودیم و داشتیم کارهای اولیه مثل گشتن ماشین و گشتن مدارک را انجام مىدادیم و داشتیم بازجویىهای اولیه را مىگرفتیم. حتی بازجویی را شروع نکرده بودیم. بعد که داشتیم جیب هاىشان را خالی مىکردیم، یکی از آنها سعی کرد مسلسل یکی از نگهبانها را بگیرد. "
شرمندهام ولی باید حقیقت را بهش (سیدرائد موسوی) بگویم. درست است که حقیقت تلخ است، ولی بالاخره هر کسی حق دارد که بداند.
علی قصیر: بعد چی شد؟ تلاش کرد که مسلسل را بگیرد ...
اسعد شفتری: بله. اما آنها سلاح را از او گرفتند و چهار نفرشان را به رگبار بستند. نه یکی، بلکه هر چهار نفرشان را.
سیدرائد موسوی: چی گفت از جونی عبدو؟ گفت جونی عبدو مىخواست جنازهها را تحویل بگیرد؟
علی قصیر: از شما مىپرسد که جونی عبدو از شما چی مىخواست؟
اسعد شفتری: مىخواست از سرنوشتشان مطلع شود. چون رئیس جمهور "الیاس سرکیس " از طریق وزارت خارجه مىخواست بداند که چی شده و ما هم جونی عبدو را از حقیقت مطلع کردیم. همهی حقیقت را به او گفتیم.
حتی اسرائیلی ها بعد سه - چهار ماه از سرنوشت اینها پرسیدند و ما به آنها هم حقیقت را گفتیم.
حالا شما مىخواهید حرف های دیگران را باور کنید، شما آزادید. من آمدم اینجا چکار کنم؟ آمدم اینجا با او چکار کنم؟ آمدم که یک دروغ جدید بگویم؟ نه ... من دروغ نمىگویم. از مدتها پیش تصمیم گرفتم که دروغ نگویم.
سیدرائد موسوی: "روبرت مارون حاتم " (کبرا) در این قضیه چه نقشی داشته؟
اسعد شفتری: هیچی. بعد از یک ساعت آمد، من هنوز آنجا بودم. آمد وسایلشان را گرفت و با مسئول زندان هم حرف زد و رفت و چیزی که در کتابش گفته غلط است.
علی قصیر: مگر در کتابش چی گفته؟
اسعد شفتری: یادم نمىآید. ولی هر چه در کتابش گفته باشد اشتباه است.
سیدرائد موسوی: کبرا مىگوید که جلیقهی ضدگلوله تن اینها کردند و مىخواستند جلیقه را تست کنند و زدند آنها را کشتند.
اسعد شفتری: کبرا چی گفته؟
علی قصیر: گفته مىخواستند جلیقهی ضدگلوله را تست کنند اما جلیقه خوب کار نکرده.
اسعد شفتری: نه نه نه ... در مورد اینها نگفته. آنها جلیقه را روی زندانیان تست مىکردند، اما نه اینها. من باور نمىکنم.
|
ما توبه نمی کنیم
|
| گرچه کمتر از سه روز بعد در 8 و 9 دی ماه، مردم مومن ایران اسلامی در راهپیمایی های ده ها میلیونی خود این جسارت ها را بشدت محکوم و بر مجازات شدید عوامل و سران این هتاکی ها تاکید کردند اما در پاسخ به این تاکید روشن، سران فتنه با حمایت از هتک حرمت عاشورا بسیاری را متعجب کردند. به گزارش شبکه ایران، تقریبا برای همه باور نکردنی بود؛ اما عده ای آشوبگر در پایتخت ام القرای جهان اسلام با سوت و کف و هلهله در روز عزای اباعبدالله (ع) با آتش کشیدن خیمه های عزاداری ایشان صحنه ای مشابه کربلای سال 61 هجری را در برابر دیدگان مردم به تصویر کشیدند. گرچه کمتر از سه روز بعد در 8 و 9 دی ماه 88، مردم مومن ایران اسلامی در راهپیمایی های ده ها میلیونی خود این جسارت ها را بشدت محکوم و بر مجازات شدید عوامل و سران این هتاکی ها تاکید کردند اما در پاسخ به این تاکید روشن، سران فتنه با حمایت از آشوبگران روز عاشورا بر خشم راهپیمایان 9دی افزود؛ خشمی که ماه بعد و در 22 بهمن به صراحت ابراز شد. درست دو روز پس از حماسه بی نظیر 9 دی، میرحسین موسوی در بیانیه ای که راهی رسانه های بیگانه و سایت های خبری اپوزیسیون کرد، مجبور شد چهره جریان فتنه را شفاف تر از گذشته کند. وی در این بیانیه که پیشوند "هفدمین" را به یدک می کشید، نه تنها هیچ اعتنایی به خواسته صریح ملت متدین ایران برای "ابراز برائت و بیزاری از هتاکان به قرآن مجید و روز عاشورا" نکرد که حتی عاملان جسارت روز عاشورا را همراهان خود خواند و از رفتار آنان در این روز "دفاع" کرد. او در این بیانیه، اغتشاش روز عاشورا را "تجمع خودجوش مردمی" نام نهاد و همانند کروبی، اغتشاشگران را "مردمی خداجوی" و "عزاداران حسینی" خطاب کرد: " یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند." *آشوبگران= جنبش عظیم سبز مردمی! آقای موسوی همچنین بدون اشاره به تعداد اندک آشوبگران، آنان را "جنبش عظیم سبز مردمی" خوانده است و برخلاف اسناد و تصاویر موجود مدعی شد که آنان در روز عاشورا "حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند." وی در ادامه بیانیه اش، رسانه ملی را به دلیل پخش فیلم اقدامات هواداران او به "بی عقلی" و "بی انصافی" متهم کرد و اهانت به قرآن، عاشورا و پاره کردن عکس حضرت امام را از سوی حامیانش "اتهامی مضحک" خواند: "مضحک است که بما تهمت اهانت به قرآن ، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود." *توجیه هتاکی ها با این حال، آقای موسوی که دفاع مطلق از هتک حرمت امام حسین (ع) را دارای بازخورد مناسبی نمی دید، در عین حال درصدد برآمد که رویکرد هوادارانش در این روز را توجیه کند. بر همین اساس، او علت هتک حرمت روز عاشورا، قرآن مجید و دیگر اعتقادات مردم را، آنچه "برخورد خشن با هوادارانش" نامید، عنوان کرد. آقای موسوی که پس از اقدامات حامیانش در روز عاشورا و نیز بعد از پاره کردن عکس امام خمینی(ره)، با انتقادات زیادی روبرو شده بود، همچنین درباره خود و هوادارانش گفت که "ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود." *ما توبه نمی کنیم گرچه خواسته اصلی مردم بویژه در 9 دی ماه پاسخگویی به ملت و بازگشت به آغوش مردم بود اما او در بیانیه اش نه تنها به این موضوع توجهی نکرد که حتی در پایان بیانیه اش درباره مطالبه ای که مردم در جریان راهپیمایی ها اعلام کرده بودند، نوشت که "اندیشیدن به این گونه راه حلها که عده ای توبه کنند تا این مشکلات حل شود عملا به بیراهه رفتن است." |
|
اینهمه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده/ مزدور آمریکایی، ما آمدیم کجایی؟
|
گروه سیاسی - مسیرهای منتهی به "تجمع بزرگ عاشورائیان" اعلام شد. همه مشتها را گره کرده بودند تا شاید بغض چنیدن ماهه را در نهم دی فریاد کنند. قرار ساعت سه بعد از ظهر بود؛ میدان انقلاب. سخنران آیتالله سید احمد علمالهدی و مداح حاج سعید حدادیان. موج مردم به خروش آمده بودند تا در میدان انقلاب کار را یکسره کنند. 9 دی، نه یک روز ساده که نقطه عطفی در تاریخ انقلاب بود. شورشی الهی علیه تمامی خودخواهیها و خودبزرگبینیها و جسارتها بود.
اگر عدهای وسط راه سست عنصری نشان نمیدادند، امروز وضع کشور خیلی بهتر بود
روز نهم دی سخنانی از رهبر انقلاب را نیز در خود ثبت کرد. آیت الله خامنهای در دیدار اعضای اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا، به نقشآفرینیهای برخی خواص اشاره کردند و از سستی برخی از آنها گفتند.
رهبر انقلاب با اشاره به انحراف و زاویه پیدا کردن برخی افراد در داخل کشور تصریح کردند: «اگر این مسأله اتفاق نمی افتاد و عده ای وسط راه، سست عنصری نشان نمی دادند، امروز وضع کشور در زمینه های مادی و معنوی خیلی بهتر بود اما همانگونه که بارها تأکید شد و واقعیتهای جامعه نیز نشان می دهد هر مقدار ریزش بود، دو برابر آن رویش وجود دارد.»
حزب الله در برابر حزب شیطان قرار گرفته است
جمعیت کثیر مردمی که اعتراض به هتک حرمت روز عاشورا گرد هم آمده بودند، خیلی زود بیگانگان را به حیرت واداشت. آن گونه که رویترز را نیز ناگزیر کرد از این اعتراف که: «دهها هزار نفر در شهرهای مختلف ایران امروز سوگند وفاداری با نظام اسلامی در ایران یاد کردند و رهبران مخالفان را به ایجاد ناامنی در این کشور اسلامی متهم کردند.»

آیت الله سید احمد علمالهدی امام جمعه مردم مشهد در جمع عاشوراییان تهران طی سخنانی مقام ولایت فقیه را یکی از محوریترین نظام ارزشی کشورمان دانست و گفت: «اگر کسی امروز ولی فقیه را پذیرا نباشد ولایت امام زمان را پذیرا نیست. اصل ولایت فقیه همان اصل امامت است و مخالفت با اصل ولایت فقیه مخالفت با اصل امامت است.»
عضو مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: «مجلس خبرگان رهبری 20 سال پیش با 80 درصد آرای مقام معظم رهبری را انتخاب کردند اما در آخرین اجلاس خبرگان که چند ماه قبل برگزار شد، تمام خبرگان 80 و چند مجتهد عادل و نماینده مردم 100 درصد رای دادند که روی کره زمین گزینه و مصداقی جز حضرت آیت الله خامنهای وجود ندارد.»
وی خطاب به شرکتکنندگان در تجمع عاشورایی تهران گفت: «شما امروز جمع شدهاید تا تکلیف جبهه حزبالله در برابر حزبشیطان مشخص شود و من به سران فتنه اعلام میکنم کاری که شما شروع کردهاید از بغی به محاربه رسیده است و کسانی که بغی میکنند عذاب خدا به آنها خواهد رسید، شما حرکت خود را با بغی آغاز کردید یعنی مطالبه ناحق و مقام معظم رهبری شما را به حق دعوت کردند ولی همچنان بر طبل ابطال انتخابات که ناحق بود کوبیدید.»
اگر توبه نکنید، محارب هستید
عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه خاطرنشان کرد: «فرمانده حرمتشکنی روز عاشورا منافقین بودند. زیرا شعارهایی که آنان از روز 16 آذر در سایتهای خود گذاشته بودند در روز عاشورا سرداده شد وعدهای هم سرباز منافقین در روز عاشورا شدهبودند و هرکس با منافقین اعلام همکاری کنند محارب و مهدورالدم است.»

نماینده مجلس خبرگان رهبری در ادامه سخنان خود خطاب به سران فتنه تاکید کرد:«این جمعیت میلیونی اعلام میکند از آنجا که رهبری برای شما راه توبه را باز گذاشتهاند، در یک ضرب الاجل که باید دستگاه قضایی تعیین کند، شما باید توبه کرده و به دامن مردم و رهبری بازگردید و اگر این کار را نکنید محارب هستید و این مردم و نظام با شما به عنوان محارب برخورد میکنند.» سخن به اینجا که رسید مردم یک صدا فریاد زدند:«منافق بیحیا اعدام باید گردد.»
نماینده مجلس خبرگان در ادامه با بیان اینکه ولایت فقیه اصل محوری نظام جمهوری اسلامی است گفت: «این مملکت زیر چکمه 40 هزار مستشار خارجی و در دستهای رژیم ستمشاهی بوده است و این مردم با سینههای خشک به استقبال گلولههای داغ رفته و خون دادند تا ولایت فقیه را حاکم کنند، آن وقت یک مشت گوساله و بزغاله به ولایت فقیه توهین کنند؟»
اگر اینان بودند امام حسین(ع) به شهادت نمیرسید

علم الهدی در ادامه به ذکر خاطرهای از امام راحل پرداخت و گفت:«روزی در محضر مقدس امام(ره) نشسته بودیم و ایشان با جمعی از علما مشغول صحبت بودند. یک عدهای از بسیجیان در داخل حسینیه جماران حضور پیدا کرده بودند تا امام را زیارت کنند و سپس به جبههها بروند. این جلسه امام (ره) با علما مقداری طول کشید و بسیجیان منتظر ماندند و در این بین شعارهایی با مضمون انتظار ورود امام به حسین جماران سر دادند. صدای شعار که بلند شد احساس کردیم امام منقلب شدند. امام راحل به قدری قوی بودند که یا احساساتی نمیشدند و یا کسی نمیتوانست ژست احساساتی شدن امام را درک کند اما امام راحل در این موقع صورتشان برافروخته شد و ساکت شدند و بعد از مدتی امام(ره) سرشان را بلند کردند و گفتند اگر 10 تا از اینها خدمت امیر المومنین(ع) بودند حق علی(ع) را نمیگرفتند. اگر بعد از شهادت یاران امام حسین(ع) 100 تا از اینها بودند امام حسین(ع) با این وضعیت به شهادت نمیرسیدند.»
این نماینده مجلس خبرگان خطاب به بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی گفت:«ای امام بزرگوار شما 20 سال است که از بین ما رفتید اما نفوذ و معنویت و قدرت تربیتی شما در نسل این امت که بسیاری از جوانها شما را از نزدیک ندیده و از طریق صدا و سیما شما را درک کردهاند، میلیونها انسان را در راه حمایت از ارزشی ترین اندیشه شما که ولایت فقیه است اینچنین به میدان آورده و این فداکاریها و وفاداریها و قهرمانیها از سر نفوس معنوی شما در دل امت است.»
وی افزود:«اما دلها میسوزد از اینکه مردم در سایه پر برکت مقام معظم رهبری از تبار امام حسین(ع) این طور دفاع میکنند اما وقتی ابی عبدالله(ع) نوای هل من ناصر ینصرنی سر میدهد به صورت مبارک ایشان سنگ میزنند.»

این نماینده مجلس خبرگان در انتهای سخنان خود گفت:«خدایا به مظلومیت ابا عبدالله این مردم به پا خواسته از مرد و زن با شهدای کربلا و سپاه سید الشهداء در سرزمین عاشورا ملحق و محشور بفرما. این وفاداری امت را در دفتر مرسوس مولایمان امام زمان (عج) به عنوان فداکارترین سربازان ثبت و ضبط بفرما.»
در "حسین" مرگ بر آمریکا هم هست
حاج سعید حدادیان در جمع عزاداران ابتدا با اشاره به حضور گسترده مردم در این اجتماع گفت:«همه پیامها در واژه بیمانند حسین در این اسم نهفته است. در حسین مرگ بر آمریکا هست. در حسین مرگ بر انگلیس هست. در حسین مرگ بر اسرائیل است. در حسین مرگ بر منافق است. در حسین مرگ بر سازشکار است. مرگ بر کسانی که سکوت میکنند و میبینند ظلم یزیدیان است همه با همه یکپارچه یا حسین.»
وی ادامه داد:«پیغمبر در هنگام فرود آمدن تیشه که در جریان نبرد خندق جرقه ای زد، فرمود، در این تیشه ای که زدید بر سنگ منافق بارقهاش نابودی ابرنکبتها است. این در حالی بود در محاصره خندق بودند و کسی انتظار نصر نداشت. با بصیرت نبوی با بصیرت علوی با بصیرت حسینی امروز میگوییم در این یا حسین مردممان لرزش کاخ سفید آمریکا و کاخهای ابرنکبتها را میبینیم.»

مردم در همراهی با حدادیان شعار می دادند:"ما پیروان حیدریم فدائیان رهبریم"، "جمهوری اسلامی شعار مسلمین است، جمهوری ایرانی حرف منافقین است" ، "جنایت یزدید تکرار شد، ملت ما دوباره بیدار شد "، "خامنه ای کیست علی زمان، مرگ براین خوارج نهروان"، "به کوری منافق بسیجی بیدار است، برای هر بسیجی شهادت افتخار است"، "جسارت جسارت نشانه حقارت"، "در ظهر عزا حرمت عباس شکستند علمدار کجایی علمدار کجایی"، "این فتنه گران راه عزادار تو بستند علمدار کجایی علمدار کجایی"
و سخن به این شعر رسید که:«برخیز که شهر را پر از شور کنیم/از اصل نظام فتنه را دور کنیم/ما منتظریم تا علی اذن دهد/تا چشم سران فتنه را کور کنیم.»
ساماندهی شعار علیه تجمع عاشوراییان از ساختمان روزنامه تهرانامروز
در حالی که جمعیت میلیونی مردم تهران، با هر نوع رویکرد سیاسی، تلاش کردند تا با حضور در تجمع میلیونی عاشوراییان، تنفر خود را از هتاکان روز عاشورای حسینی نشان دهند، گزارش های دریافتی حاکی از آن بود که برخی خبرنگاران روزنامه تهران امروز که دفتر تحریریه آن نزدیک پل کالج و در مسیر حرکت میلیونی مردم تهران قرار داشت، با حضور در کنار پنجرههای این روزنامه اقدام به تمسخر مردم عزادار کرده و با به کار بردن الفاظی نظیر آنکه دستمزد حضور شما در این راهپیمایی چقدر بوده است، موجب رنجش و ناراحتی راهپیمایان و عزاداران حسینی را فراهم آوردند که این اقدام با برخورد نیروی انتظامی و بازداشت دو خبرنگار زن این روزنامه همراه بود.

روزنامه تهران امروز که از روزنامه های نزدیک به سردار قالیباف، شهردار تهران شناخته می شد، در روز 9 دی در واکنش به هتک حرمت روز عاشورا در یک اقدام سوال برانگیز ترجیح داد تیتر اول خود را به این جمله اختصاص دهد که" معتدل ها آمدند!" آن روز انگار هنوز سخن گفتن از اعتدال برای بعضیها مد بود!
موسوی محاربان را مردم خداجو نامید!
موسوی مهره مورد علاقه و هدایت غرب برای ایجاد بحران در ایران، با انتشار بیانیهای رسماً مسئولیت حرمتشکنی محاربان در روز عاشورای حسینی را برعهده گرفت. او تصریح کرد:«برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمیمانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانهای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تندروانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.»

وی در ادامه بدون اشاره به وحشیگریهای حامیانش که در روز عاشورا به شادی، هلهله، ضرب و جرح عزاداران، مأموران انتظامی، آتش زدن کیوسک پلیس، چندین خودرو و بیش از 30 دستگاه اتومبیل پلیس، تخریب اموال عمومی و خصوصی و... پرداختند و تصاویر و فیلمهای آن نیز توسط صداوسیما منتشر شد و بعضا به دلیل عمق اهانتها قابل پخش نبود اما در اینترنت موجود بود، نوشت:«مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان میدهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست. جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را میبینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت میتوانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشهای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.»
وی در بخش پایانی این بیانیه پنج مورد را بهعنوان راهحل ذکر کرد و از پاسخگویی دولت به مجلس و قوه قضائیه، تدوین قانون انتخابات جدید، آزادی زندانیان، آزادی مطبوعات و تجمعات به عنوان راهحلهای خود نام برد.

آخرین دست و پا زدنها برای بقا
حضور پرشور مردم در تحلیلهای سران فتنه نقشی کلیدی ایفا کرد. بیانیه 17 موسوی، در واقع نوعی عقبنشینی تاکتیکی تلقی میشد. عقبنشینیای که موجب به میدان آمدن چهرههایی چون محسن رضایی و علی مطهری و نیز طرح احتمال تکرار ماجرای جام زهر را نیز به دنبال داشت. ماجرا اما هر چه که بود راه به جایی نبرد و در واقع نهم دی قائله فتنه را به کلی فرو نشاند و فتنهگران را نیز به انزوا کشاند.













